::. Little Angel .:: free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
حدود یکسالی میشه رویاهام به روز نشده ...
میخوام ۵ تا رویا رو توی ۵ روز بنویسم و بذارم تو وبلاگ...
به زودی ...
از فردا شروع می کنم به نوشتن رویا...
نحوه عضویت در سایت بسیار آسان خواهد و برای ثبت نام روی این لینک یا بنر های زیر کلیک کنید http://www.AWSurveys.com/HomeMain.cfm?RefID=shokofeh1369
سپس روی creat a free account کلیلک کنید
یه نام کاربری و ادرس ایمیل و اسم و فامیلی توی صفحه بزنید و ثبت نام کنید
وقتی وارد صفحتون شدید
Welcome Survey -- A $6.00 Website Evaluation is
Available.
و بعد روی این کلیک کنید
سپس روی start survey کلیلک کنید
در صفحه ای که باز میشه ادرس دو تا وبلاگو وارد کنید و در اخر میبینید که 6 دلار به حسابتون اضافه میشه
نکته : برای وارد کردن ادرس وبلاگ یا سایت برید توی گوگل و روی یه موضوع دلخواه جستجو کنید
مثلا عمل بینی و ادرس سایت ها را توی اون محل کپی پست کنید و مبلغ مورد نظرتونو دریافت کنید
A $4.00 Website Evaluation is Available. روی اینا هم اگه کلیلک کنید و ادرس وبلاگ وارد کنید
بهتون 4 دلار میده
این سایت برای عضویت در اون به شما ابتدا 27 دلار پرداخت میکنه.
مهمترین برتری این سایت اینه که برای هر تبلیغی
که شما روش کلیک کنید مبلغی
بین 4 تا 6 دلار به حساب شما واریز میشه و با یه حساب سرانگشتی میتونید
با کمی پشتکار روزی نزدیک به 50 دلار در بیاورید و به حساب خودتون واریز کنید.
به ازای هر شخصی که شما معرفی کنید 1.25
دلار به حساب شما واریز میگردد.
پس نتیجه میگیرید که این سایت بسیار مفید و
کارامد خواهد بود.
به نام خالق عشق
سلااااااااااااااااااااااااااااااام
سلام به همه دوستان همیشگی " فرشته کوچولو "
چه خبررررررررررر؟؟؟
مارو که از یاد بردید!!!
من؟؟؟
خوبم و خوش و عاشق زهرا خانمیم.
روزگار می گذره و خدا رو شکر شاد شادم در کنار زهرا خانمیم.
بازم با یک رویای جدید برگشتم اما متفاوت با قبل ...
تو این رویا آرمینی بابا میشه و زهرا مامانی!!!
بدون حاشیه و مقدمه می ریم سراغ رویا ::.
ساعت ده و نیم شبه ؛ من مدام دلهره و اضطراب دارم.
الان دارم از شیرینی فروشی برمیگردم.
یک بسته بزرگ گل هم گرفتم که تو دستمه و نمی تونم جلومو ببینم!
قلبم داره تند تند می زنه و همش خدا رو شکر می کنم که دارم بابایی میشم.
به در اصلی بیمارستان نزدیک شدم ؛ اخیییییییییی الان زهرا خانمیم تو یکی از اتاق های بیمارستان خوابیده
و منتظره که خدا فرشته کوچولومون رو بهمون هدیه بده.
میخوام برم تو اتاق زهرا خانمیم اما پرستار میگه عجله نکن هنوز وقتش نشده.
لبخند می زنم و میگم چشم و میرم می گیرم می شینم رو صندلی های انتظار!!!
ساعت ده دقیقه به یازده شده ...
حال عجیبی دارم ؛ هم نگرانم هم خوشحال.
خدایااااااااااااااااااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
یکی از خانم پرستارها یه تخت کوچولو از در اتاق میاره بیرون!!!
آخخخخخخخخخخ جووووووووووووون هل شدم چکار کنم؟؟؟
بدو بدووووووو میرم پیش تخت کوچولوئه ؛ خانم پرستار میگه مبارکه بابا شدی ؛ بابای یه دختر خشگل.
یه لحظه از رویا بیاییم بیرون :::>>>>>>
::> از کوچه صدای جیغ و داد عروسی اومد ؛ ساختمون بغلی مون الان یه عروس و داماد آوردن ؛ خوش قدم باشن <::
ان شاالله خوشبخت بشن و تا آخر عمر کنار هم وفادار بمونن.
خب بریم سراغ بقیه رویامون ::.
آخخخخخخخخخخ جووووووووووووووووووووووووووووووووووون قربون دخمل گلم برمممممممم
میگم: خانم پرستار میخوام ببینمش ؛ نه الان نمیشه چند دقیقه دیگه میاریمش پیش مامانش می تونی ببینیش.
خانم الان می تونم خانمم رو ببینم؟؟؟
نه یه 5 دقیقه صبر کنید خانم دکتر از اتاق بیاد بیرون می تونید برید.
دارم دیووووووووونه میشممممممممم ؛ مامانی دخملم رو میخواااااااااااام.
بالاخره خانم دکتر دکتر اوووووووووووومد.
سلام خانم دکتر ؛ خسته نباشید ؛ می تونم خانمم رو ببینم؟
سلام ؛ سلامت باشید ؛ مبارک باشه آقای ص ؛ بله می تونید ببینیدش.
تند درو باز می کنم و میام تو.......
آخ قربونننننننننننننننت برم زهرا خانمیم ؛ یه لباس سبز تنت کردن.
خوابی یا بیداری؟؟؟؟
من: سلام گلم
تو: سلام آرمین ؛ دخترمو دیدی؟
من: نه عزیزم هنوز اجازه ندادن ؛ تو چطوری؟
تو: ( لبخند عاشقونه ) خوبم آرمین ؛ بالاخره مامان و بابا شدیمممممممم.
من: آره مامان زهرا.
تو: بله بابا آرمینی.
من: حالا مامانی یه بوس به من میده؟
تو: بلههههههههههههه
می بوسمت با تمام احسااااااااااااااااااااااااااااااااااس.
::. بابا و مامان هر دومون اومدن + حسین و زینب و آیدین و فامیل هامون ؛ اما تو رویامون فقط من و تو هستیم .::
خب 24 ساعت دیگه مرخص میشی و میریم خونه دیگه!
من: بغلت کنم؟
تو: کسی نمیاد؟
من: نه
میام و آروم بغلت می کنم که اذیت نشی.
دراز می کشم کنارت ...
تو: آرمیییییییییین تخت می شکنه هاااااااااااا !!!
من: ( خنده ) دیوووووووووونه.
امشب پیشتم ؛ نی نی مون هم هر چند ساعت یکبار میارن مامان زهرا بهش شیر بده و بابا آرمینیش رو ببینه.
دخمل گلم اسمش شکوفه است ؛ مثل مامانیش یه دختر خشگل و مهربون میشه اما به حرف میاد اول میگه بابا بعد میگه مامان!
دخمل مون چشاش رنگ مامانیشه و طرز نگاهاش مثل باباییش.
آخخخخخخخخخ فدای دخترمممممممممممممم برمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
آخ که چقدر قشنگه بابا شدن ؛ چه حس شیرینی.
من: مامان شدن چه حسی داره؟
تو: هنوز باورم نمیشه اما خیلی قشنگههههههههه ؛ بالاخره درخت عشقمون میوه داد.
من: آره یه میوه بهشتی.
خب دیگه یه کم آبمیوه بخور ، زیاد حرف نزن مامانی ؛ استراحت کن ؛ منم هیس میشم که استراحت کنی.
چراغ رو خاموش می کنم.
تو: شب بخیر
من: شبت بخیر گلم.
سه تا بوس.
چشماتو آروم رو هم می ذاری.
تو تاریکی با نوری که از پنجره میاد داخل صورتت روشن شده.
عاشقونه بهت نگاه می کنم و تو دلم قربون صدقه ات میرم.
چشمات بسته است . تو: آرمین خوابم نمی بره ؛ بچمو میخوام.
من: ( لبخند ) الان میارنش مهربونم.
بچم حلالللللللللل زاده است ؛ تا گفتم خانم پرستار آوردش.
خانم پرستار میشه بغلش کنم؟
بله بفرمایید.
::. این لحظه رو چون بیش از شیرینه در توانم نیست توی رویا توصیف کنم .::
حالا کوچولوی خشگلمون رو میدم بهت که بهش شیر بدی.
آخ قربونش برممممممم ؛ داره با چشمای خشگلش ( بزنم به تخته ) دنیا رو نگاه می کنه.
شکوفه ی قشنگم اگه مثل من و مامانی به دنیا نگاه کنی به این بدی ها هم نیست!
الان کم کم سعی می کنه شیر بخوره اما هنوز تردید داره.
شکوفه خانمی اگه نخوری من شیر مامانی رو میخورم هاااااااا.
شکوفم آروم آروم سینه مامانش رو با لباس حس می کنه.
گریم گرفت.
خیلی لحظه های قشنگیه.
خدایااااااااا شکرت.
قربونت برم خدا جون که حس رویا رو تو وجودم گذاشتی تا احساساتم رو بنویسم.
توی رویای بعدی دیگه زندگی مون دو نفره نیست و میشیم سه نفر ::. من و زهرا و دخمل گلم شکوفه .::
شدیم یه خانواده.
خدایاااااااااااا شکرت.
منتظر نظرات قشنگتون هستم.
خدانگهدارتون تا رویای بعدی.
به نام خالق عشق
دوستان گلم سلام.![]()
با قسمت پنجم " یک رویا فقط برای من و تو " در خدمتتون هستم.![]()
ساعت 8 صبحه.
گوشیمو رو زنگ گذاشته بودم و زنگ زد و بیدار شدم.
تو هنوز خوابی.
آخیییییی ، چه ناز خوابیدی گلم.![]()
آروم بلند میشم و یه بوس کوچولو رو دست چپت می زنم و از تختمون میام بیرون.
حالا باید چکار کنم؟![]()
برای خواندن متن کامل این رویا به" ادامه مطلب " برو گلم

به نام خالق عشق
سلام سلام و سلام ![]()
خوب ، ۱۰ تا نظر هم تموم شد!!! البته یه کم بیشتر شد!!! ![]()
خیلی خیلی ممنون از نظرات قشنگتون.
دیگه زیادی حاشیه نمی رم ؛ اینم رویا ::.
به نام خالق عشق
دوستان گلم سلام.
البته اصل رویاها همین احساساته از روی عشقه اما مجبوریم با توجه به قوانین خفاقان " اینجا " پیش
بریم ، اما تو رویاهامون چیزی از عشق کم نمی کنم.
و البته ای دوباره ، من فکر نمی کردم تا این حد مخاطبم این چیزها رو نزدیک و واقعی به خودش
حس کنه ...
راستش من خودم با این رویاها زندگی می کنم ( البته بیشتر شبها و تا موقعی که خوابم ببره )
اما تا اوووون حد پیش نمیرم.
آخه عهد بستم تنم فقط مال عشقمه ...
پس قسمت چهارم مجموعه رویاهام با سانسور مواجه میشه. (( جدی نگیرید ؛ شوخیه!!! )).
::. برای خواندن ادامه قسمت چهارم رویاهای من و تو به " ادامه مطلب " برو گلم .::

سلام عرض می کنم به همه دوستان عاشق و صبورم. ![]()
امیدوارم هر جا که هستید ، شاد و خرم و سر حال باشید.
این چند وقته اصلا وقت نداشتم و خودم هم می دونم پست های خوب و جذابی نداشتم.
ولی با این حال دوستان به روم نیاوردن و و بازم از اون نظرات قشنگشون دادن.
به هر حال امروز اومدم جبران کنم و یکی دیگه از داستان های " یک رویا فقط برای من و تو "
رو براتون بنویسم.
اسم این داستان " قهر و آشتی " و قسمت سوم از مجموعه داستان های رویاهای من و تو است.
خوب ... اول یه چیزی بگم ، بعد بریم سراغ رویامون.
حجم وبلاگ خیلی بالا رفته و بعضی از دوستان از دیر آپ شدن وبلاگ گله می کنن.
برای همین از این به بعد پست های طولانی رو به " ادامه مطلب " انتقال میدم.
***********************************************************
" یک رویا فقط برای من و تو " ... قسمت سوم. ![]()
::.< برای خوندن این رویا به ادامه مطلب مراجعه کنید >.::
دوستان گلم سلام.....امروز هم با یکی دیگه از رویاهام اومدم...![]()
ببینید... یه خواهش جوووون هر کی دوست دارید ... اگه مطلب رو کپی کردید
حداقل یه اسم کوچولو اسم من بیارید... چون برای نوشتن این مطالب وقت زیادی
صرف کردم.... این ها رو دیروز تو زنگ ورزش نوشتم.![]()
********************
قبل از اینکه وارد رویای ما بشی باید فکر و ذهنت رو از هر چیزی به جز یاد خدا پاک کنی...
خوبه....... حالا بیا ![]()
یه روز تعطیله .... من و تو کنار هم خوابیدیم. دقیقا پشت به پشت هم و چسبیده به همدیگه...
::. برای خواندن ادامه قسمت دوم رویاهای من و تو به " ادامه مطلب " برو گلم .::
به نام خالق عشق
دوستان گلم سلام....اینم اولین داستان عشقولانه....
نویسنده این قسمت: آرام.ج.
بقیه قسمت ها کار خودم هستش و فقط این قسمت رو آرام خانم زحمتش رو کشیدند!
هومممم،فرض کن یه کاناپه ی بزرگ باشه، از این سه نفره ها،
که میتونی کامل روش دراز بکشی بدون اینکه مجبور بشی پاهاتو خم کنی
یا تو خودت مچاله بشی، حالا میشینی سر کاناپه و پاهاتو میذاری روی میز،
من هم سرمو میذارم روی پاتو دراز میکشم روی کاناپه، بعد شروع می کنیم....
::. برای خواندن ادامه قسمت اول داستان به " ادامه مطلب" بروید .::
دوستان عزیز این پست رو به عنوان پست یادگاری گذاشتم.![]()
تا همیشه بدونم دوستان مهربان و عزیزی دارم که بهم کمک کردن وبلاگ
رو دوباره از اول راه اندازی کنم و همیشه مدیون شما عزیزان هستم.![]()
همه تون رو با تمام وجود و از ته این قلب کوچکم دوست دارم.![]()
![]()
![]()
تمام نظراتی رو که قبل از بازسازی وبلاگ گذاشته بودید ، در این پست
جمع آوری کردم.![]()
**************************************************************
با تشکر.
::. ارادتمند شما * فرشته کوچولو * .:: بای.![]()
**************************************************************